87/04/07
مجمر سينه ز دوريت به تاب است امشب
وز غمت صبر به دل نقش برآب است امشب
در هواي نمك لعل و مي ديده ي تست
دل كه از آتش عشق تو كباب است امشب
گل رخسار تو نقش است چنان در ديده
آب چشمم همگي عين گلاب است امشب
نايدم خواب مبادا كه به خوابت بينم
ديده ي بخت مرا بين چه به خواب است امشب !
به زلال لبت از بس كه بود تشنه لبم
عالم اندر نظرم موج سراب است امشب